1. بعد از بررسی های انجام شده تصمیم گرفتیم تغییرات اساسی در انجمن ایجاد کنیم

    این سیستم دارای امکانات بیشتری هست که باعث جذابیت انجمن خواهد شد

    امیدواریم از طرح جدید انجمن خوشتون بیاد

  2. به خاطر برخی تغییرات در روند انجمن

    دسترسی مدیریت از همه کاربران برداشته شده

    به زودی روند و قوانین جدید اعلام خواهد شد

اگر بازگشتم,اگر بازگشتم

شروع موضوع توسط آناهیتا ‏11/4/13 در انجمن عاشقانه

  1. آناهیتا

    آناهیتا Well-Known Member

    تاریخ عضویت:
    ‏23/4/12
    ارسال ها:
    12,193
    تشکر شده:
    37
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    اگر چون سیاوش از این کوه اتش گذشتم

    برای توزین شب هولناک و چرکین

    و چشمان پر انتظارم سخنهای ناگفته بسیار دارد

    اگر بازگشتم ,اگر بازگشتم

    برای تو ز هق هق گریه در چشمه های صبوری

    برای تو از نامه های که در عمق غربت نوشتم

    برای تو از سفرهایی که از بیشه زاران شنیدم

    و تکرار بیهوده شیون سوگواران

    و از می فروشان پیری که از غصه مردند

    کتابی پر از قصه دارم

    چه تنهایی ای روح پائیزی من

    چه تنها از این جاده های طلایی گذشتی

    و با خش خش برگها گریه کردی

    چه ارام چون نسیم از میان درختان گذر کردی

    درختان که صف بسته بودند و در مقدم با شکوه تو تعظیم کردند

    تومثل همیشه در کنار سپیدارها ایستادی

    و بر شر شر ابها گوش دادی

    غروب امد و سایه های پر از هول و تشویش

    و من از شب تند جوانی گذشتم

    و در انتهای پلی کهنه ویران و متروک

    و در اندیشه دشت و ارامش خوابناک که در ذهن من با شب و رودخانه روان بود

    ماندم و این لحظه ها را نوشتم

    نوشتم که اندوه تلخ مرا نای چوپان بخواند

    نوشتم که راز مرا باد و باران بخواند

    و اما.......................

    بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم

    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

    شدم ان عاشق دیوانه که بودم

    در نهانخانه یادم گل یاد تو درخشید

    یاد صد خاطره پیچید

    یادم امد که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم

    پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم

    ساعتی بر لب ان جوی نشستیم

    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

    من همه محو تماشای نگاهت

    اسمان صاف و شب ارام

    بخت خندان و زمان رام

    خوشه ماه فرو ریخته در اب

    شاخه ای دست براورده به مهتاب

    شب صحرا گل سنگ همه داده به اواز شباهنگ

    یادم امد تو به من گفتی از این عشق حذر کن

    لحظه ای چند بر این اب نظر کن

    اب ایینه عشق گذران است

    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

    باش که فردا دلت با دگران است

    تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

    با تو گفتم خذر از عشق ندانم

    سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم.
  2. vahidshaah

    vahidshaah Active Member

    تاریخ عضویت:
    ‏12/1/12
    ارسال ها:
    1,625
    تشکر شده:
    2
    امتیاز:
    38
    جنسیت:
    مرد
    مرررررررررررررررررررررررررررسی
    عالی
  3. k0sar

    k0sar New Member

    تاریخ عضویت:
    ‏6/3/13
    ارسال ها:
    7,334
    تشکر شده:
    9
    امتیاز:
    0
    جنسیت:
    زن
    مر30 اناهیتا جون
  4. آناهیتا

    آناهیتا Well-Known Member

    تاریخ عضویت:
    ‏23/4/12
    ارسال ها:
    12,193
    تشکر شده:
    37
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    گاهي دلم ميخواد وقتي بغـــــض ميكنم،

    خدا از آسمـــــون به زمين بياد،
    اشكـــــامو پـــــاك كنه،

    دستمو بگيره و بگه:
    اينجا آدما اذيتت ميكنن؟!!

    بيـــــا بريــــــم