1. بعد از بررسی های انجام شده تصمیم گرفتیم تغییرات اساسی در انجمن ایجاد کنیم

    این سیستم دارای امکانات بیشتری هست که باعث جذابیت انجمن خواهد شد

    امیدواریم از طرح جدید انجمن خوشتون بیاد

  2. به خاطر برخی تغییرات در روند انجمن

    دسترسی مدیریت از همه کاربران برداشته شده

    به زودی روند و قوانین جدید اعلام خواهد شد

برای با هم بودن دیر است

شروع موضوع توسط Dokhtare-Ariaee ‏6/4/12 در انجمن دلنوشته ها و اشعار شما

  1. Dokhtare-Ariaee

    Dokhtare-Ariaee New Member

    تاریخ عضویت:
    ‏17/3/12
    ارسال ها:
    553
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    جنسیت:
    زن
    گریه نکن ، مرا با حرفهای پوچت آرام نکن ، دیگر دیر است برای با هم بودن .
    گذشت آن لحظه های زیبا ، گذشت آن لحظه هایی که از دلتنگی ات اشک میریختم ، با یادت به آسمان پرستاره خیره می شدم ، در انتظار تو مینشستم و برایت از عشق مینوشتم ! تو دیگر در عاشقانه هایم جایی نداری .
    گذشت با تو بودن ، تمام شد با هم بودن ، حالا تو هستی و رویاهایت ، من هستم و تنهایی هایم .
    گریه نکن که دیگر دلم برایت نمیسوزد ، التماس نکن که قلبم پاسخی به تو نمیدهد.
    تو با دستهای خودت خانه عشقی که با شور و شوق ساخته بودم ویران کردی ، دیگر شوقی برای ساختن دوباره آن ندارم .
    آن عاشق با احساس که در راه عشق تو جانش را فدا میکرد قربانی عذاب عشقت شد.
    من دیگر احساسی نسبت به تو ندارم ، خسته ام ، دیگر حوصله شنیدن حرفهایت را ندارم.
    روزی بود تو همه زندگی ام بودی ، لحظه های شیرین من بودی ، حالا دیگر زندگی بی تو شیرین است و بی تو این قلب شکسته آرام آرام خواهد بود .
    برای با هم بودن دیگر دیر است ، مرا فراموش کن ، قلبم از تو دلگیر است .
    گریه نکن که دیگر مثل گذشته از اشکهای تو اشک نمیریزم.
    میخندم از چشمهای خیست ، مثل گذشته که تو از چشمهای خیسم میخندیدی.
    قدرم را ندانستی و اینک باید در غم جدایی ام بسوزی ، بسوزی و نابود شوی زیرا که زندگی مرا نابود کردی .
    گذشت آن لحظه های قشنگ ، گذشت آن لحظه های در کنار هم بودن ، هر چه بود گذشت ، به آسانی فراموشت میکنم ، راه من دیگر از تو جداست .
    برای با هم بودن دیگر دیر است ، قلبم از تو دلگیر است .