1. بعد از بررسی های انجام شده تصمیم گرفتیم تغییرات اساسی در انجمن ایجاد کنیم

    این سیستم دارای امکانات بیشتری هست که باعث جذابیت انجمن خواهد شد

    امیدواریم از طرح جدید انجمن خوشتون بیاد

  2. به خاطر برخی تغییرات در روند انجمن

    دسترسی مدیریت از همه کاربران برداشته شده

    به زودی روند و قوانین جدید اعلام خواهد شد

تنهااااااااااااااااا

شروع موضوع توسط آناهیتا ‏11/4/13 در انجمن عاشقانه

  1. آناهیتا

    آناهیتا Well-Known Member

    تاریخ عضویت:
    ‏23/4/12
    ارسال ها:
    12,193
    تشکر شده:
    37
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    باز من ماندم و خلوتي سرد

    خاطراتي ز بگذشته اي دور

    ياد عشقي كه با حسرت و درد

    رفت و خاموش شد در دل گور



    روي ويرانه هاي اميدم

    دست افسونگري شمعي افروخت

    مرده ئي چشم پرآتشش را

    از دل گور بر چشم من دوخت



    ناله كردم كه اي واي، اين اوست

    در دلم از نگاهش، هراسي

    خنده اي بر لبانش گذر كرد

    كاي هوسران، مرا مي شناسي



    قلبم از فرط اندوه لرزيد

    واي بر من، كه ديوانه بودم

    واي بر من، كه من كشتم او را

    وه كه با او چه بيگانه بودم



    او به من دل سپرد و بجز رنج

    كي شد از عشق من حاصل او

    با غروري كه چشم مرا بست

    پا نهادم بروي دل او



    من به او رنج و اندوه دادم

    من به خاك سياهش نشاندم

    واي بر من، خدايا، خدايا

    من به آغوش گورش كشاندم



    در سكوت لبم ناله پيچيد

    شعله شمع مستانه لرزيد

    چشم من از دل تيرگي ها

    قطره اشكي در آن چشم ها ديد



    همچو طفلي پشيمان دويدم

    تا كه درپايش افتم به خواري

    تا بگويم كه ديوانه بودم

    مي تواني به من رحمت آري



    دامنم شمع را سرنگون كرد

    چشم ها در سياهي فرو رفت

    ناله كردم مرو، صبر كن، صبر

    ليكن او رفت، بي گفتگو رفت



    واي بر من، كه ديوانه بودم

    من به خاك سياهش نشاندم

    واي بر من، كه من كشتم او را

    من به آغوش گورش كشاندم