1. بعد از بررسی های انجام شده تصمیم گرفتیم تغییرات اساسی در انجمن ایجاد کنیم

    این سیستم دارای امکانات بیشتری هست که باعث جذابیت انجمن خواهد شد

    امیدواریم از طرح جدید انجمن خوشتون بیاد

  2. به خاطر برخی تغییرات در روند انجمن

    دسترسی مدیریت از همه کاربران برداشته شده

    به زودی روند و قوانین جدید اعلام خواهد شد

حماسه اقتصادی چیزی جز تقویت تولید نیست

شروع موضوع توسط آناهیتا ‏13/4/13 در انجمن اخبار اقتصادی

  1. آناهیتا

    آناهیتا Well-Known Member

    تاریخ عضویت:
    ‏23/4/12
    ارسال ها:
    12,193
    تشکر شده:
    37
    امتیاز:
    48
    جنسیت:
    زن
    كارشناس ارشد اقتصادی:

    حماسه اقتصادی چیزی جز تقویت تولید نیست

    سال جاری در شرایطی آغاز شده كه رهبر معظم انقلاب برای پنجمین‌بار متوالی عنوانی اقتصادی را برای سال انتخاب كرده و باز هم تكالیفی اقتصادی را در رأس وظایف مسئولان و مردم قرار داده‌اند؛ اما مروری بر اقدامات انجام شده در سال‌های« اصلاح الگوی مصرف»، «همت مضاعف، كار مضاعف»، «جهاد اقتصادی» و «حمایت از تولید ملی، كار و سرمایه ایرانی» نشان می‌دهد طی این سال‌ها به‌جای آن‌كه به برنامه‌ریزی و فعالیت عملی در زمینه‌های تعیین شده پرداخته شود، مسئولان بیشتر به شعاردادن و انجام اقدامات نمایشی همت گمارده‌اند.

    به اذعان كارشناسان این مساله نه تنها در بدنه اجرایی كشور مشاهده می‌شود، بلكه در بدنه قانونگذاری نیز به عنوان یك نقطه‌ضعف خودنمایی می‌كند؛ چه این‌كه افزایش نیازهای وارداتی كشور و نبود سیاست‌های مناسب تجاری از یك سو و ضعف قوانین كارآمدی كه كشور را در كوتاه‌ترین زمان ممكن در مسیر اعتلای اقتصادی قرار دهد سبب شده تا مشكلات اقتصادی باوجود تمام اتفاقات مثبت افزایش یابد.

    بر همین اساس امسال همزمان با افزایش تحریم ها و مشكلات اقتصادی كشور، حماسه اقتصادی به‌عنوان یك برنامه راهبردی در دستور كار قرار گرفته است، اما در صورت ادامه نگرش سال‌های گذشته بیم آن می‌رود كه این برنامه نیز در نهایت به نتایج مدنظر منتهی نشود.

    در این رابطه «تقویت تولید» در رأس نسخه‌ای قرار دارد كه دكتر ابراهیم رزاقی كارشناس و استاد مو سپید دانشگاه برای حماسه‌سازی در اقتصاد ایران پیشنهاد می‌كند. عضو سابق هیات علمی دانشگاه تهران، تولید را نبض برنامه‌های اقتصادی عنوان و تأكید می‌كند كه تمام موج‌های بعدی تغییرات از جمله اصلاح سیاست‌های ارزی باید از این نقطه آغاز شود.

    به گفته او دولت بعدی نقشی كلیدی در حل این مشكلات دارد و می‌تواند با اصلاح برخی برنامه‌ها و سیاست‌های نامناسب در عرصه اقتصادی، مسیر بلندمدت را برای رشد و شكوفایی كشور فراهم كند.

    تصویری كه شما از این روزهای اقتصاد ایران در ذهن دارید ، چگونه است و ریشه این مشكلات اقتصادی از كجا ناشی شده است.

    واقعیت این است كه اقتصاد ما جزء اقتصادهای وابسته بوده و هست و تقسیم كار بین‌المللی در آن كاملا جا افتاده است؛ یعنی از زمانی كه كشورهای صنعتی، ماشین را در صنعت به كار گرفتند و سرمایه‌داری حالت تهاجمی به خود گرفت، وابستگی اقتصاد ایران هم كلید خورد. این مساله در كشور ما از زمان پهلوی اول شروع شد و تا سیاست‌های اقتصادی بعد از دوران دفاع مقدس ادامه پیدا كرد.

    در این سال‌ها یك ساختاری در اقتصاد مانند اكثر قریب به اتفاق كشورهای دنیا به‌وجود آمده است كه براساس آن ایران به فروشنده عمده نفت‌خام یا مواد پتروشیمی به صورت نیمه خام تبدیل شده و این موارد بخش بزرگی از درآمدهای كشور را تشكیل می‌دهد.

    محصولات كشاورزی صادراتی هم جنبه صنعتی ندارد. علت بروز این پدیده هم این است كه بعد از سال‌های دفاع مقدس، سیاست‌های تعدیل اقتصادی در دستور كار دولت قرار گرفت كه دقیقا یك سیاست تعدیل اقتصادی سرمایه‌داری آمریكایی بود؛ یعنی این سیاست ها همه چیز را به بازار واگذار می‌كند و بازار هم تابع حداكثر سود است. در این جریان دولت هم از دخالت باز داشته شد و از طرف دیگر نظارتی هم بر بخش خصوصی صورت نگرفت. این مسائل را در كنار ساختاری بگذارید كه از دوران قبل از انقلاب برجا مانده بود؛ یعنی واردات نقش اصلی را در اقتصاد ایفا می‌كرده است.

    بنابراین از لحاظ درآمدهای ارزی، نفت خام و دیگر فرآورده‌های نفتی در رأس قرار داشتند و از لحاظ واردات هم كالاهای مصرفی كه چیزی حدود 80 درصد واردات را تشكیل می‌داد، اقتصاد كشور را مورد تهدید قرار داده بود. نیاز 80 تا 90 میلیارد دلاری به واردات در شرایط كنونی كه درآمد نفتی هم كم شده است، نشان می‌دهد كه این ساختار دقیقا بر خلاف قانون اساسی رشد كرده است. حال آن‌كه در اصول مختلف قانون اساسی یا وصیت‌نامه امام خمینی(ره) بارها بر استقلال اقتصادی و این‌كه مصرف داخلی باید در داخل تولید شود، تأكید شده است. در یك مقایسه دیگر می‌توان به مباحث جمعیتی و میزان وابستگی هم نگاه كرد.

    در حال حاضر جمعیت كشور نسبت به اوایل انقلاب دو برابر شده، در صورتی كه وابستگی درآمد كشور به خارج از لحاظ نیاز ارزی ده برابر شده است. این در شرایطی است كه ایران از لحاظ استقلال سیاسی در جهان تبدیل به یك الگو شده، ولی از لحاظ استقلال اقتصادی نتوانسته مسیر خوبی را طی كند؛ البته در بسیاری زمینه‌ها پیشرفت‌های بسیار خوبی حاصل شده، اما نمی‌توان از آن به عنوان استقلال اقتصادی یاد كرد. به‌عنوان نمونه همین خودروی ملی در سال گذشته نشان داد كه تا چه اندازه وابسته است؛ این هم به‌دلیل سیاست‌هایی است كه دولت‌ها در پیش گرفتند و قطعات را با دلار ارزان از خارج وارد كردند.

    از طرفی عمده سود فعالیت‌های اقتصادی هم در دلالی و توزیع و واردات است و دولت‌ها هم به دلیل تفكرات لیبرالی در این مساله دخالت نكرده‌اند؛ غافل از این‌كه آن نظام لیبرالیسمی كه مانع از دخالت دولت در اقتصاد می‌شود، بیشترین سود را در فعالیت‌های تولیدی قرار داده و می‌داند كه در صورت آزادی فعالان اقتصادی بیشترین توجهات به سمت تولید معطوف خواهد شد. این آسیب‌ها در درجه اول آسیب‌هایی است كه ناشی از دید مردم و مسئولان در اقتصاد است و رهبری هم بدرستی این ضربه‌پذیری را تشخیص دادند.

    یعنی از نظر شما دلیل این نامگذاری‌ها معطوف به همین ریشه‌های نادرست اقتصاد ایران است؟ به عبارت دیگر آیا تحریم‌ها نقش ویژه‌ای در تغییر رویكرد راهبردهای اساسی نظام به سمت مسائل اقتصادی نداشته است؟

    دقیقا ریشه‌های اقتصادی علت اصلی این مساله است. من فكر می‌كنم در درجه اول مسئولان اقتصادی و بعد هم مسئولان سیاسی كه این اقتصادیون را دعوت به كار می‌كنند و همچنین نمایندگان مجلس كه بودجه‌های سنواتی و دیگر قوانین اقتصادی را تدوین می‌كنند در سال‌های بعد از جنگ به الگوی اقتصادی قانون اساسی كه همان استقلال اقتصادی است باور نداشته و این‌گونه تصور كرده‌اند كه علم اقتصاد یعنی همان الگویی كه صندوق بین‌المللی پول و بانـــك جهانی ارائه می‌كنند. در واقع می شود گفت كه طی 24 سال گذشته در بسیاری مقاطع افرادی به اداره امور اقتصادی كشور منصوب شده اند كه اصلا آشنایی با قانون اساسی نداشته‌اند و اعتقادی به آن ندارند و اصلا آن را علمی نمی‌دانند.

    با این شرایطی كه از اوضاع اقتصادی كشورترسیم كردید ، فكر می‌كنید برای حماسه اقتصادی چه كارهایی باید انجام شود؟

    به نظر من اولین نكته همان آسیب‌شناسی است كه به‌صورت مختصر گفته شد. نكته بعدی این است كه وقتی از حماسه سخن به میان می‌آید منظور یك حركت مانند فوران آتشفشان با یك قدرت عظیم انفجاری است. مثال بارز این مساله دوران دفاع مقدس است كه بیشتر مردم برای دفاع از كشور بسیج شدند و از هیچ خطری حتی جانفشانی نهراسیدند؛ بنابراین بدون شركت بیشتر مردم، این حماسه‌آفرینی امكان‌پذیر نیست. نكته بعد این است كه وقتی حمله نظامی به ایران صورت گرفت همه مردم از این قضیه اطلاع پیدا كردند و دولت هم در این زمینه اطلاعات كافی به مردم می‌داد. همین مساله سبب شد تا مردم هم برای حماسه‌آفرینی آماده شوند؛ اما در حال حاضر متأسفانه میزان آگاهی كه به مردم در زمینه تهاجمات اقتصادی دشمن داده می‌شود بسیار اندك است.

    اگر درست عمل می‌كردیم باید مسئولان سیاسی و اقتصادی درستی شدت این تهاجم را با توجه به وضع اقتصادی ایران به مردم می‌گفتند و این‌كه آیا این تهاجم كوتاه مدت است یا بلند مدت هم به مردم اطلاع داده می‌شد. حال آن‌كه تاكنون فقط رهبری راجع به این مساله با مردم به صورت شفاف و واقع گرایانه صحبت كرده‌اند و مسئولان دولتی هیچ چیزی نگفته اند؛ مانند این‌كه اتفاقی نیفتاده است. دائم از نبود مشكل در فروش نفت، ذخیره‌سازی انبوه كالاها و كاهش شدید قیمت دلار در آینده نزدیك سخن می‌گویند حال آن‌كه اثرات مشكلات تحریم و تهاجم اقتصادی دشمن بر زندگی مردم بوضوح مشخص است. در كنار این مساله كماكان تبلیغات تجاری، مصرف‌زدگی، تجمل‌گرایی و مالیات نگرفتن از فعالیت‌های مخرب اقتصادی، اقتصاد را با تهدید مواجه كرده است؛ یعنی دقیقا همان سیاست‌هایی كه به ایجاد این وضع آسیب‌پذیر منجر شده است باز هم ادامه دارد.

    مواردی كه اشاره كردید عمدتا اقداماتی است كه در بُعد ایدئولوژیك و تئوری باید مورد توجه قرار بگیرد. در بعد عملی چه مسائلی حائز اهمیت است تا امكان تحقق ابعاد دقیق و چارچوب حماسه اقتصادی فراهم شود؟

    در این زمینه اولین نكته این است كه باید زمینه‌های حضور مردم فراهم شود. هر كس به سهم خودش باید حاضر شود. فعالیت‌های اقتصادی را به‌گونه‌ای انجام دهد كه اگر سود آن كم بود، ناراحت نشود. برای این اتفاق هم مردم باید خطر را احساس كنند و این خطر باید به روشنی برای همه خانواده‌ها شناخته شده باشد.

    نكته مهم در این میان این است تا زمانی كه سیاست‌های فعلی ادامه دارد و سالانه هم 80 تا 90 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی به واردات اختصاص داده می‌شود، مردم هر كاری هم كه بكنند به موفقیت كشور منجر نخواهد شد. برای این‌كه دولت در این 24 سال همواره برخلاف بایدها عمل كرده است.

    ما فقط با تولید می‌توانیم حماسه آفرینی كرده و به استقلال اقتصادی دست پیدا كنیم. واردات كه حماسه آفرینی نیست! برای رشد تولید هم در درجه اول نباید به تولید صدمه زد. این همان مقدمه‌ای است كه رهبر معظم انقلاب در سال گذشته با نامگذاری سال حمایت از تولید ملی اعلام كردند، ولی درست در همین سالی كه باید به تولید توجه می‌شد تولیدات صدمه دید و سهم آن از یارانه‌ها پرداخت نشد. در درجه دوم دلار ارزان قیمت نفتی صرف واردات كالاها و قطعاتی شد كه با وجود واردات، نسبت به تولیدات داخلی ارزان‌تر شده است.

    طبیعی است كه در این شرایط تولیدكننده هم دست از تولید بكشد و به فكر واردات بیفتد. پس برای حماسه اقتصادی كار دیگری كه باید انجام شود یك بازنگری در فرآیند تخصیص ارزهای نفتی به واردات است، یعنی این دلار باید به قیمتی فروخته شود كه به نفع تولیدكننده داخلی باشد. ما هیچ راهی نداریم جز این‌كه یارانه‌ای كه به تولیدكنندگان خارجی می‌دهیم به فعالان اقتصادی داخلی در عرصه‌های مختلف تولیدی از جمله صنایع و كشاورزی بدهیم.

    منظورتان از یارانه به تولیدكنندگان خارجی چیست؟ لطفا كمی مصداقی‌تر در این زمینه صحبت كنید.

    دلار ارزان یعنی اعطای یارانه به تولیدكننده خارجی و حذف تولیدكننده داخلی از گردونه رقابت. در این میان توجهی به تورم داخلی نشده و تولیدكننده داخلی قربانی این تورم می‌شود؛ اما چون نرخ دلار ثابت مانده در واقع یارانه‌ای به تولیدكننده خارجی داده می‌شود كه توان رقابتی او را در برابر فعالان داخلی افزایش می‌دهد. همین امر سبب شده تا بسیاری از تولیدكنندگان داخلی تبدیل به واردكننده شده‌اند و برخی هم قطعات خارجی را به اسم قطعات ایرانی به‌كار می‌گیرند.

    در بخش كشاورزی هم وضع همین‌طور است. با دلار ارزان نفتی گندم وارد شده كه قیمت تمام شده آن كیلویی 3000 تومان است، اما گندم تولیدی كشاورز داخلی كیلویی 500 تومان خریداری می‌شود. در مورد بسیاری از كالاها این‌گونه رفتار شده است. هر جایی هم كه قدری جان گرفته كالای مشابه آن وارد شده و تولیدكننده داخلی ورشكست شده است.

    این درست برخلاف مسیری است كه به استقلال اقتصادی منتهی می‌شود. دقیقا در یك شرایط جنگ اقتصادی به‌گونه‌ای عمل شده كه سربازان خارجی توان غلبه بر سربازان داخلی را پیدا كرده‌اند. در شرایط كنونی قهرمانان واقعی تولیدكنندگانی هستند كه روی مرز بودن یا نبودن به فعالیت خود ادامه می‌دهند؛ بنابراین اگر سیاست‌های دولت تغییر كند، امیدی به ایجاد تغییر و حماسه در ایران وجود دارد.

    ما بیكاران زیادی داریم كه حاضر به كار كردن هستند و همین مساله نقطه قوتی برای رونق بخشیدن به تولیدات است چرا كه ما نیامده‌ایم همان الگویی كه در صنایع دفاعی افتخار آفریده در دیگر صنایع هم پیاده كنیم؟ دولت می‌تواند با سرعت صنایع و كارخانجاتی را به‌وجود بیاورد كه ارتباط تنگاتنگی با بخش‌ های تحقیقاتی و سازنده‌های مواد اولیه داشته باشند تا كشور از واردات بی‌نیاز شود؛ بنابراین نقش اصلی برعهده دولت است كه البته در كنار آن باید مراكز تحقیقاتی در بخش‌های مختلف اقتصادی اعم از علمی و عملی در زمینه‌های صنایع و كشاورزی فعال شوند. همه دولت‌های بعد از جنگ وعده داده اندكه نسبت به نفت بی‌نیاز خواهیم شد؛ اما در عمل وضع بدتر شده است. اگر این سیاست‌ها در دولت بعدی هم بخواهد ادامه پیدا كند، امیدی نیست كه بخش خصوصی بتواند حماسه بیافریند. حتی وضع تولید ممكن است بدتر هم بشود.

    از صحبت‌های شما این گونه بر می‌آید كه دولت در مسیر حماسه اقتصادی مهم‌ترین نقش را ایفا می‌كند. به این ترتیب پیشنهاد شما به دولت بعدی كه در سال جاری روی كار خواهد آمد، چیست؟

    ببینید؛ دولت با امكانات عظیم درآمد ارزی كه دارد، می‌تواند زمینه‌های استقلال اقتصادی را فراهم كند؛ اما در این زمینه باید اولویت بندی‌هایی مدنظر قرار گیرد. در وهله اول دلار باید به قیمتی برسد كه به نفع تولیدكننده داخلی باشد. دوم به تولیدكننده داخلی یارانه داده شود و سوم این‌كه از ابزار مالیاتی به نحو كارآمدی استفاده شود. در این جریان باید موانع توسعه تولید از بین رفته یا حداقل كاهش یابد و تمام فعالیت‌هایی كه سودهای بالا در غیرتولید می‌برند، فلج شوند. این كاری است كه كشورهای صنعتی و سرمایه‌داری هم انجام داده‌اند، چه برسد به ما كه قصد تبدیل شدن به یك كشور سرمایه داری و سودپرست را نداریم. فضاهای آموزشی و دانشگاهی و حتی فضاهای قضایی و تصمیم‌گیری هم باید تغییر كند.

    بسیاری از بودجه‌های سالانه و برنامه‌های عمرانی با قانون اساسی مغایر است و نیاز به بررسی دقیق‌تر و جدی‌تر دارد. وقتی این فضا باشد مردم الگوهایی بر خلاف الان می‌گیرند كه منطبق بر نمونه‌های جهاد اقتصادی و نمونه‌هایی كه مسبب ارتقای انسان در جهت كمك به همنوع، ایجاد تعاون و قانع بودن به كمتر است. در چنین شرایطی با جنبشی روبه‌رو خواهیم شد كه حماسه‌ای با حضور ده‌ها میلیون ایرانی منطبق بر فرمایشات رهبر معظم انقلاب به‌وجود خواهد آمد. اگر هر كدام از آحاد جامعه یك مقدار از منافع شخصی خودشان كم كرده و كار با كیفیت‌تر انجام دهند این حماسه حاصل خواهد شد.

    در صحبت‌های شما یك نكته نگران‌كننده وجود دارد و آن این‌كه در سال‌های گذشته آن‌گونه كه باید نامگذاری ها عملی نشده است؛ نه قانون اساسی جدی گرفته شده و نه فرمایشات رهبر معظم انقلاب، اما در سال جاری با وجود مشكلاتی كه پیش‌روی اقتصاد كشور وجود دارد در صورت ادامه روند قبلی ممكن است تبعات جبران‌ناپذیری دامنگیر اقتصاد كشور شود. فكر می‌كنید برای جلوگیری از تكرار بی توجهی سالهای قبل به شعار امسال یعنی حماسه اقتصادی، در اولین قدم احتیاج به چه اقداماتی است؟ آیا قانونگذاری‌های جدید مشكل را حل می‌كند یا صرفا باید یك تغییر جدی در رفتار و عملكرد مردم و مسئولان ایجاد شود؟

    به هر حال كسی كه می‌خواهد خلاف كند هر قانونی هم كه تصویب شود باز هم خلاف خودش را انجام می‌دهد. پس قانون خودش ضربه‌پذیر است، هرچند در بهترین شرایط تصویب شود كه البته الان این را هم نداریم؛ اما نكته مهم این است كه ما چیزی به اسم گناه می‌شناسیم و این باید در درون ما وجود داشته باشد. این وضع جزء ویژگی‌های فرهنگی ماست.

    یك وزیر، نماینده مجلس یا رئیس جمهور باید ابتدا به الگوی اقتصادی در قانون اساسی اشراف داشته باشد كه به طور كلی می‌توان آن را« استقلال اقتصادی» نامید. استقلال اقتصادی هم یك تعریف معلوم و مشخص دارد و آن این‌كه برای مصرف خودمان، تولید داخلی داشته باشیم و این تولید هم به خارج وابسته نباشد. یعنی مجبور به فروش نفت خام برای واردات نیازهای مصرفی نباشیم. با سیاست‌های لیبرالی تحقق اهداف والای اقتصادی امكان‌پذیر نیست. ابزار اقتصادی هم مشخص است. این ابزار هم باید از لحاظ محتوایی با این اصول تطابق داده شود. مثلا یكی از این ابزارها بانك است كه همان طور كه می‌تواند عده ای را از راه‌های مختلف غیرمولد پولدار كند، این امكان را هم دارد كه صرفا به تولیدكننده كمك كند و سپرده‌های مردم را به این سمت هدایت كند.

    ابزار اقتصادی مانند بودجه، بانك و وزارتخانه‌های مختلف و ... همه ابزار هستند. محتوای اصلی، تولید است كه باید از هر طریقی مورد توجه قرار گیرد. این امر هم احتیاج به مدیریت اقتصادی و استفاده درست از ظرفیت‌های بخش خصوصی، تعاونی و دولتی دارد. نیازها باید از داخل تأمین شود و محققان و دانشگاه‌ها هم در خدمت تولید قرار بگیرند.

    به نظر می‌رسد كه از نظر ایدئولوژیك و جهان‌بینی، شرایط برای حماسه اقتصادی كاملا مهیاست؛ اما باید وارد مرحله عمل شده و به عینیت تبدیل شود. اگر این فضا باشد، شرایطی به‌وجود خواهد آمد كه تشكل‌های تولیدی رشد پیدا می‌كنند و بسرعت به سمت آنچه قرار است باشیم، نزدیك می‌شویم؛ یعنی رفع نیازهای حداقل و برقراری یك آرامش در جامعه كه ضربه پذیری كشور را كم می‌كند. این مساله هم نیاز به سرعت بالاتر دارد تا ضایعات اقتصادی كمتر شده و آمادگی مردم هم برای ورود به این عرصه بیشتر شود.