1. بعد از بررسی های انجام شده تصمیم گرفتیم تغییرات اساسی در انجمن ایجاد کنیم

    این سیستم دارای امکانات بیشتری هست که باعث جذابیت انجمن خواهد شد

    امیدواریم از طرح جدید انجمن خوشتون بیاد

  2. به خاطر برخی تغییرات در روند انجمن

    دسترسی مدیریت از همه کاربران برداشته شده

    به زودی روند و قوانین جدید اعلام خواهد شد

من ‘گاو’ هستم

شروع موضوع توسط nilii ‏7/8/11 در انجمن داستان کوتاه

  1. nilii

    nilii New Member

    تاریخ عضویت:
    ‏5/8/11
    ارسال ها:
    72
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    جنسیت:
    زن

    در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم…

    قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همکاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود.
    در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:«با خانم… دبیر کلاس دومی ها کار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بکنم.»
    از او خواستم خودش را معرفی کند.
    گفت:«من ‘گاو’ هستم! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند.»
    تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درمیان گذاشتم.
    یکه خورد و گفت: «ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمی فهمم…»
    از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:«اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد.»
    خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت.
    مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: «من گاو هستم!»- خواهش می کنم، ولی…- شما بنده را به خوبی می شناسید.من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید…
    دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: «آخه، می دونید…»- بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم.
    خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.
    وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.
    در کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:«دکتر… عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه…
  2. mehdiastro

    mehdiastro مدیر کل سایت هیات مدیره

    تاریخ عضویت:
    ‏23/7/11
    ارسال ها:
    4,881
    تشکر شده:
    16
    امتیاز:
    38
    جالب بود مرسی ابجی عزیزم:)
  3. seti naz

    seti naz Active Member

    تاریخ عضویت:
    ‏31/10/11
    ارسال ها:
    4,588
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    36
    جنسیت:
    زن
    باحال بود ممنون
  4. Pesbazkhaste

    Pesbazkhaste Active Member

    تاریخ عضویت:
    ‏2/6/12
    ارسال ها:
    2,905
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    36
    جنسیت:
    مرد
    معلمه تااونجاش سوخته
  5. حسام

    حسام New Member

    تاریخ عضویت:
    ‏13/6/12
    ارسال ها:
    2,723
    تشکر شده:
    1
    امتیاز:
    0
    جنسیت:
    مرد
    :khansariha (2)::khansariha (2)::khansariha (2)::khansariha (70):
  6. shamim

    shamim New Member

    تاریخ عضویت:
    ‏8/7/12
    ارسال ها:
    122
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    0
    kheyli to0p bo0d